مینی سریال پرونده هری کبر The Truth About the Harry Quebert Affair (2018) ، معرفی، داستان، نقد و تحلیل
به گزارش بالیو، چند روز پیش وقتی دنبال یک سریال تازه می گشتم، چششم خورد به عکس بندانگشتی یک سریال تازه و چهره آشنای پاتریک دمپسی که او را از زمان پخش نخستین سیزن های سریال گریز آناتومی می شناسیم. رمان پرونده هری کبر نوشته ژوئل دیکر (Joël Dicker) وقتی در سال 2012 منتشر شد، طوفانی در نشر اروپا به پا کرد؛ کتابی که با ترجمه های مختلف از جمله کارهای آریا نوری در انتشارات البرز و ناهید فروغان (با عنوان ریشه های شر / حقیقت ماجرای هری کبر) در انتشارات نیلوفر به بازار ایران هم رسید و بازخوردهای فراوانی گرفت. اما اقتباس تلویزیونی 10 قسمتی آن در سال 2018 به کارگردانی ژان ژاک آنو (Jean-Jacques Annaud) فرصتی تازه بود تا آن پیچ واپیچ های روایی و رازهای مگوی دهکده ای ساحلی را روی شیشه تلویزیون به دیدن بنشینیم. در این پست می خواهیم با هم ببینیم چطور این سریال با بازی پاتریک دمپسی (Patrick Dempsey) توانسته یک قصه جنایی چندلایه را به ابزاری برای کالبدشکافی مفهوم معروفیت، وسواس های فکری نویسندگی و دروغ های زیرپوستی جامعه تبدیل کند. آیا با یک شاهکار جنایی روبه رو هستیم یا فقط یک تفریح روان و مجذوب کننده؟
???? لیست بخش های این نوشته (کلیک کنید)
- شناسنامه اثر و معمای اسکلت چال شده در حیاط استاد
- روایت کامل ماجرای سامرست؛ از عشق ممنوعه تا نبش قبر شاهکار ادبی
- وقتی معماری متن از صفحه کاغذ به قاب دوربین نقل مکان می نماید
- پملاقاتشناسی دروغ در آینه جامعه کوچک نیوهمپشایر
- بازیگران راز؛ پرواز دمپسی بر فراز سایه نولا کلرگان
- تراژدی اصالت در بازار مکاره ناشران نیویورک
- ریتم، موسیقی و فضاسازی استادانه سینماگر حرفه ای فرانسوی
- جنبه های روانی و آسیب شناسی رابطه هری و نولا
- مقایسه کتاب ژوئل دیکر و اقتباس ژان ژاک آنو
- پنج اثر پیشنهادی برای علاقه مندان به معماهای چندلایه جنایی
- چرایی اهمیت داستان های جنایی خودبازتابنده در دوران مدرن
- جمع بندی نهایی
شناسنامه اثر و معمای اسکلت چال شده در حیاط استاد
سریال شبکه Epix که در قالب یک مینی سریال 10 قسمتی عرضه شد، اقتباسی مستقیم از رمان پرفروش ژوئل دیکر است. این مجموعه تلویزیونی با کارگردانی ژان ژاک آنو، فیلمساز سرشناس فرانسوی، کوشش نموده همان ریتم پرپیچ وخم و لحن معمایی رمان را بازسازی کند. برای اینکه تصویر دقیقی از عوامل و ساختار این اثر داشته باشید، شناسنامه فنی آن را در جدول زیر مشاهده می کنید:
| عنوان اثر | The Truth About the Harry Quebert Affair (2018) |
|---|---|
| کارگردان | ژان ژاک آنو (Jean-Jacques Annaud) |
| بازیگران اصلی و نقش ها | پاتریک دمپسی (هری کبر)، بن شنتر (مارکوس گلدمن)، کریستین فرست (نولا کلرگان)، دیمون وینز جونیور (سرگرد پری گهالوود)، ویرجینیا مدسن (تامارا کوئین) |
| آهنگساز | سایمون فرانگلن (Simon Franglen) |
| منبع اقتباس | رمان پرونده هری کبر نوشته ژوئل دیکر (Joël Dicker) |
روایت کامل ماجرای سامرست؛ از عشق ممنوعه تا نبش قبر شاهکار ادبی
روایت سریال در دو خط زمانی موازی جریان دارد؛ تابستان سال 1975 و زمان حال در سال 2008. در تابستان 1975، هری کبر 34 ساله که برای نوشتن رمانش به کلبه ای ساحلی در سامرست پناه آورده، با دختر 15 ساله ای به نام نولا کلرگان آشنا می گردد. این آشنایی به رابطه ای عاطفی و پنهانی تبدیل می گردد که الهام بخش هری برای نگارش رمان ریشه های شر است. در 30 اوت 1975، نولا به طرز مرموزی ناپدید می گردد. پلیس در آن موقع نتوانست مدرکی پیدا کند و پرونده برای 33 سال راکد ماند تا اینکه …
از سوی دیگر در سال 2008 مارکوس گلدمن (Ben Schnetzer)، نویسنده جوان و پیروز نیویورکی را می بینیم که پس از انتشار اولین کتابش دچار انسداد نویسندگی (Writers Block) شده و قادر به نوشتن کلمه ای تازه نیست. ناشر او را تحت فشار شدید قرار داده. مارکوس برای فرار از این بن بست فکری به شهر کوچک و ساحلی سامرست در نیوهمپشایر می رود تا با استاد، مرشد و دوست قدیمی اش، هری کبر (Patrick Dempsey) ملاقات کند. هری یکی از غول های ادبیات معاصر آمریکا است که با رمان مشهورش ریشه های شر به معروفیت افسانه ای رسیده است. اما طوفان اصلی زمانی به پا می گردد …
وقتی معماری متن از صفحه کاغذ به قاب دوربین نقل مکان می نماید
یکی از ظریف ترین جنبه های ساختاری اثر، تکنیک داستان در داستان یا خودبازتابندگی (Metafiction) است. ساختار رمان ژوئل دیکر به گونه ای طراحی شده که قوانین نویسندگی در قالب پندهای هری به مارکوس در ابتدای هر فصل ارائه می گردد. ژان ژاک آنو در مقام کارگردان کوشش نموده این تمایز ساختاری را با تغییر در لحن بصری و نورپردازی به تصویر بکشد. زوایای دوربین در صحنه نوشتن پشت ماشین تحریر، حس صعود و فرود هیجانی یک خلق ادبی را بازسازی می نماید.
پملاقاتشناسی دروغ در آینه جامعه کوچک نیوهمپشایر
شهر خیالی سامرست نمادی از جوامعی است که ظاهری آراسته و اخلاق مدار دارند اما در باطن، ریاکاری شهری آن ها را فاسد نموده است. تمام شخصیت های فرعی سریال، از تامارا کوئین تا رییس پلیس سابق، محافظان رازهایی هستند که افشای آن ها منافع مالی یا آبروی خانوادگی شان را تهدید می نماید. سریال نشان می دهد که چطور یک جرم قدیمی می تواند مثل یک غده سرطانی، تمامی مناسبات یک شهر کوچک را به مرور زمان بپوساند.
پرواز دمپسی بر فراز سایه نولا کلرگان
پاتریک دمپسی در این سریال یکی از متفاوت ترین بازی های کارنامه خود را ارائه می دهد. او که بیشتر برای نقش های دراماتیک شناخته می شد، در نقش هری کبر ترکیبی از وقار ادبی، استیصال روحی و گناه را به نمایش می گذارد. در سمت مقابل، بن شنتر در نقش مارکوس، انرژی پویای سریال است؛ نویسنده ای که میان وفاداری به استاد و وسوسه معروفیت خود دست وپا می زند. کریستین فرست نیز در نقش نولا، معصومیت و شیطنت پیچیده ای را متجلی می سازد.
تراژدی اصالت در بازار مکاره ناشران نیویورک
یکی از لایه های انتقادی سریال، هجو بازار نشر و صنعت فرهنگ در آمریکا است. ناشر مارکوس بدون توجه به ابعاد انسانی حادثه یا بی گناهی هری، تنها در پی شایعه سازی و فروش میلیونی کتاب است. سریال به زیبایی نشان می دهد که چطور رنج انسانی، پرونده های جنایی و حتی مفاهیمی مثل حقیقت، در کارخانه رسانه ای مدرن به کالا تبدیل می شوند تا اشتهای جامعه مصرف نماینده را سیر نمایند.
ریتم، موسیقی و فضاسازی استادانه سینماگر حرفه ای فرانسوی
حضور ژان ژاک آنو در مقام کارگردان باعث شده سریال لحنی اروپایی تر از محصولات معمول شبکه ای پی ایکس پیدا کند. موسیقی سایمون فرانگلن با استفاده از آواهای زهی و تم های تکرارشونده، تعلیق موجود در فضای ساحلی را دوچندان می نماید. استفاده از رنگ های گرم برای فلاش بک های سال 1975 و رنگ های سرد و خاکستری برای سال 2008، حس خروش عاطفی گذشته و تلخی واقعیت حال را به خوبی تفکیک نموده است.
جنبه های روانی و آسیب شناسی رابطه هری و نولا
سریال از زاویه روان پزشکی، رابطه میان مردی بالغ و دختری 15 ساله را به چالش می کشد. برخلاف نگاه رمانتیک اولیه، سریال به تدریج لایه های تاریک اختلال روانی نولا و احتیاج هری به یک پری الهام بخش (Muse) برای فرار از پوچی خود را عریان می نماید. این رابطه نه یک عشق افلاطونی، بلکه نوعی وابستگی متقابلِ آسیب شناسانه است که هر دو طرف را به سوی نابودی سوق می دهد.
مقایسه کتاب ژوئل دیکر و اقتباس ژان ژاک آنو
اگرچه سریال بسیار به متن رمان وفادار است، اما تغییراتی در ریتم و جابه جایی بعضی کاوش های کارآگاهی اجرا شده است. رمان دیکر بیشتر بر بوروکراسی نویسندگی و دیالوگ های طولانی راسخ است، در حالی که سریال روی جاذبه های بصری نیوهمپشایر و اکشن های تعقیب وگریز تاکید بیشتری دارد. با این حال، روح کلی اثر که همان گره های پی درپی داستانی باشد، کاملاً حفظ شده است.
پنج اثر پیشنهادی برای علاقه مندان به معماهای چندلایه جنایی
اگر از تماشای این سریال لذت برده اید و در پی آثار مشابهی هستید که جنایت را در شهرهای کوچک یا در بستر رازهای خانوادگی روایت می نمایند، این پنج عنوان سینمایی و تلویزیونی گزینه های فوق العاده ای خواهند بود:
- Broadchurch
- Sharp Objects
- The Undoing
- Defending Jacob
- Mystic River
چرایی اهمیت داستان های جنایی خودبازتابنده در دوران مدرن
داستان هایی که در آن ها نویسنده درباره فرایند نوشتن یک پرونده جنایی واقعی تحقیق می نماید، جذابیت مضاعفی برای مخاطب امروزی دارند. مخاطب مدرن دیگر تنها در پی شناختن قاتل نیست، بلکه می خواهد بداند روایت ها چطور ساخته می شوند و حقیقت چگونه در میان بازسازی های رسانه ای دستخوش تغییر قرار می گیرد. سریال هری کبر دقیقاً روی همین نقطه حساس دست می گذارد و نشان می دهد کلمات چطور می توانند هم انسان را نجات دهند و هم او را به مسلخ ببرند.
جمع بندی نهایی
سریال The Truth About the Harry Quebert Affair اثری است که از فرمول های آشنای معمایی و جنایی برای لایه برداری از روان انسان و نقد جامعه استفاده می نماید. این مجموعه با بازی های ماندگار پاتریک دمپسی و بن شنتر و کارگردانی دقیق ژان ژاک آنو، پیروز می گردد تعادل مناسبی میان کشمکش های عاطفی و پیچش های غیرمنتظره داستانی ایجاد کند. اگرچه ممکن است بعضی گره افکنی های نهایی کمی شلوغ به نظر برسند، اما در نهایت، تجربه ای سرگرم نماینده، عمیق و پرتعلیق را برای علاقه مندان به ادبیات جنایی و اقتباس های سینمایی فراهم می سازد که تا مدت ها فکر مخاطب را درگیر رازهای شهر سامرست نگه می دارد.
منبع: یک پزشک